اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

استادمطهری مظهر اندیشه
استادمطهری مظهر اندیشه
استادمطهری مظهر اندیشه

شهید "فهمیده" یکی از هزاران نونهال فهمیده، و دانش آموز بسیجی کشور ماست که با نثار خون پاک خویش بر طراوت و سرخی خون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود را به صورتی سپری کرد که همواره آبستن حادثه ای بود. حوادثی که در شکل گیری شخصیت او مؤثر واقع شد. او با سرمایه عظیمی از فهم و درک و درایت انقلابی و اسلامی خویش و به دنبال طوفان حوادث انقلاب، وارد جنگ تحمیلی شد و با وجود کمی سن، خود را به خونین شهر قهرمان رساند و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه، نام خود را در دفتر شهیدان هماره زنده تاریخ ثبت کرد.

از آنجا که این دانش آموز رزمنده بسیجی، با ایمان و بینش عمیق و استوار در جنگ با دشمن پیش قدم و با نیل به شهادت، درس شجاعت، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب الله آموخت، امام بزرگوارمان این نوجوان 12 ساله را رهبر قلمداد فرمود، چرا که نام و یاد او منشأ حماسه های سترگ شد و تحولی عظیم در شیوه دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام با کفر فراهم کرد و راه پیروزی و سرافرازی را یکی پس از دیگری، هموار ساخت. امروز شهید فهمیده، بحق، الگوی شایسته و تصویر برجسته ای از ایثار و جهاد و شهادت برای دانش آموزان بسیجی و جوانان کشور ماست، به گونه ای که حماسه سازی های فهمیده و دیگر فهمیده های میهن اسلامی، می تواند یادآور دوران دفاع مقدس و ارزشهای والای آن دوران باشکوه باشد. رهبر معظم انقلاب نیز درباره آن شهید گرانقدر فرمود:

"زنده نگهداشتن یاد و حادثه شهادت دانش آموز بسیجی، شهید فهمیده از اصالت های دفاع مقدس است."

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٤/۱٧ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

ایــام نشـاط و شـور امـت آمــد
هنگام سرور و اخذ حاجت آمد

روز سـه و چهــار و پنج مــاه شعبــــان 
از جـانـب حـق سـه پیـک رحمـت آمــــــد

میلاد حسین است و اباالفضل و علی 
یعنـی کــــه سـه منشـاء سعــادت آمــد

آن ماه که ماه حاجتش میخواننــد
ما بیـن دو خـورشیـد امـامـت آمد

نـــور ابـــدی و ازلـــی میـــآیـــــد
بــر عـالــم ایجاد ولی میــــآیــــــد

مجموعه حسن و عشق وایثار و کرم 
یعنــی کــه حسیــن بــن علــــی میـآیـــد

میـلاد با سعــادت

سومین امام معصوم ، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، سرور آزادگان جهان

حضرت ابوالفضل العباس (ع)، سمبل مقاومت و وفاداری در راه آرمان مقدس جهاد فی سبیل الله و پرچم گذشت و فداکارى و جانبازى در صحراى کربلا و روز جانباز

 زینت عبادت کنندگان و سرور نیایشگران، معصوم چهارم حضرت امام على بن الحسین(ع)

بر  مسلمین جهان مبارک باد

سلام بر رشادت دستان حیدری ات!
سلام بر توفندگی شمشیر ذوالفقارت !
سلام بر جانبازی و عشق و برادری ات !
سلام بر تو ای زیباترین واژه قاموس فروتنی !
سلام بر تو و بر دستان آب آورت !
سلام بر لبان خشکیده ات که سرچشمه آب بقاست و آب را در حسرت جرعه ای از خنکای خود وانهاده است! خاک بوی بهشت می گیرد، آسمان، پایین می آید و خانه مرتضی (ع) را به آغوش می کشد. نوزادی مبارک پا بر ابرهای احساس می گذارد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٩ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

علی جان، امشب در خجسته شب میلادتْ در خانه‏ای که تار و پودش را با عشق تو پرداخته‏ایم، شوق آمدنت را به شادی می‏نشینیم تا آستان دلمان را با بهار وجودت همراه سازی

راز بگشا ای‌ علیّ مرتضی‌ 

ای‌ پس‌ از سوءُ القَضا حُسْنُ القَضا

 یا تو واگو آنچه‌ عقلت‌ یافته‌ است

 

یا بگویم‌ آنچه‌ بر من‌ تافته‌ است‌

 

 از تو بر من‌ تافت‌ چون‌ داری‌ نهان

 

می‌فشانی‌ نور چون‌ مه‌ بی‌زبان‌

 

 لیک‌ اگر در گفت‌ آید قرص‌ ماه‌

 

شبروان‌ را زودتر آرد به‌ راه‌

 

 از غلط‌ ایمن‌ شوند و از ذهول

بانگ‌ مه‌ غالب‌ شود بر بانگ‌ غول‌

 

 ماه‌ بی‌گفتن‌ چو باشد رهنما

 

چون‌ بگوید شد ضیا اندر ضیا

 

 چون‌ تو بابی‌ آن‌ مدینة‌ علم‌ را 

 

چون‌ شعاعی‌ آفتاب‌ حلم‌ را

 

 باز باش‌ ای‌ باب‌ بر جویای‌ باب

 

تا رسند از تو قُشور اندر لُباب

 باز باش‌ ای‌ باب‌ رحمت

تا ابد بارگاه‌ ما لَهُ کُفْوًا أحَدْ

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کردکه پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک .

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . .

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٧ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

 

بنا بوشته مورخین ولادت على علیه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفیل بطرز عجیب و بی سابقه ‏اى در درون کعبه یعنى خانه خدا بوقوع پیوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نیر گوید:

اى آنکه حریم کعبه کاشانه تست‏
بطحا صدف گوهر یکدانه تست‏
گر مولد تو بکعبه آمد چه عجب‏
اى نجل خلیل خانه خود خانه تست

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر این على علیه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است

و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة،و ضعنى فى حجره و انا ولید،یضمنى الى صدره و یکنفنى فى فراشه...

(نهج البلاغهـخطبه قاصعه)

ابوطالب پدر على علیه السلام در میان قریش بسیار بزرگ و محترم بود،او در تربیت فرزندان خود دقت وافى نموده و آنها را با تقوى و با فضیلت بار میآورد و از کودکى فنون سوارى و کشتى و تیر اندازى را برسم عرب بآنها تعلیم میداد.

چون پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در کودکى از داشتن پدر محروم شده بود لذا آنجناب تحت کفالت جد خود عبدالمطلب قرار گرفته بود و پس از فوت عبدالمطلب فرزندش ابوطالب برادر زاده خود را در دامن پر عطوفت خود بزرگ نمود.

فاطمه بنت اسد مادر على علیه السلام و زوجه ابوطالب نیز براى نبى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم مانند مادرى مهربان دلسوزى کامل داشت بطوریکه در هنگام فوت فاطمه رسول اکرم صلى الله علیه و آله نیز مانند على علیه السلام بسیار متأثر و متألم بود و شخصا بر جنازه او نماز گزارد و پیراهن خود را بر وى پوشانید.

چون نبى گرامى در خانه عموى خود ابوطالب بزرگ شد بپاس احترام و بمنظور تشکر و قدردانى از فداکاریهاى عموى خود در صدد بود که بنحوى ازانحاء و بنا بوظیفه حقشناسى کمک و مساعدتى بعموى مهربان خود نموده باشد.

اتفاقا در آنموقع که على علیه السلام وارد ششمین سال زندگانى خود شده بود قحطى عظیمى در مکه پدیدار شد و چون ابوطالب مرد عیالمند بوده و اداره هزینه یک خانواده پر جمعیت در سال قحطى خالى از اشکال نبود لذا پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم على علیه السلام را که دوران رضاع و کودکى را گذرانیده و در سن شش سالگى بود جهت تکفل معاش از پدرش ابوطالب گرفته و بدین بهانه او را تحت تربیت و قیمومت خود قرار داد و بهمان ترتیب که پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم در پناه عم خود ابوطالب و زوجه وى فاطمه زندگى میکرد پیغمبر و زوجه‏اش خدیجه نیز براى على علیه السلام بمنزله پدر و مادر مهربانى بودند.

ابن صباغ در فصول المهمه و مرحوم مجلسى در بحار الانوار مى‏نویسند که سالى در مکه قحطى شد و رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بعم خود عباس بن عبد المطلب که توانگر و مالدار بود فرمود که برادرت ابوطالب عیالمند است و پریشانحال و قوم و خویش براى کمک و مساعدت از همه سزاوارتر است بیا بنزد او برویم و بارى از دوش او برداریم و هر یک از ما یکى از پسران او را براى تأمین معاشش بخانه خود ببریم و امور زندگى را بر ابوطالب سهل و آسان گردانیم،عباس گفت بلى بخدا این فضل کریم وصله رحم است پس ابوطالب را ملاقات کردند و او را از تصمیم خود آگاه ساختند ابوطالب گفت طالب و عقیل را (در روایت دیگر گفت عقیل را) براى من بگذارید و هر چه میخواهید بکنید،عباس جعفر را برد و حمزه طالب را و نبى اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نیز على علیه السلام را بهمراه خود برد. (1)

نکته‏اى که تذکر آن در اینجا لازم است اینست که على علیه السلام در میان اولاد ابوطالب با سایرین قابل قیاس نبوده است هنگامیکه پیغمبر صلى الله علیه و آله على علیه السلام را از نزد پدرش بخانه خود برد علاوه بر عنوان قرابت و موضوع‏تکفل،یک جاذبه قوى و شدیدى بین آندو برقرار بود که گوئى ذره‏اى بود بخورشید پیوست و یا قطره‏اى بود که در دریا محو گردید و باین حسن انتخابى که رسول گرامى بعمل آورده بود میل وافر و کمال اشتیاق را داشت زیرا.

على را قدر پیغمبر شناسد
بلى قدر گهر زرگر شناسد

البته مربى و معلمى مانند پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم که آیه علمه شدید القوى (2) در شأن او نازل شده و خود در مکتب ربوبى (چنانکه فرماید ادبنى ربى فاحسن تأدیبى) تأدیب و تربیت شده است شاگرد و متعلمى هم چون على لازم دارد.

على علیه السلام از کودکى سر گرم عواطف محمدى بوده و یک الفت و علاقه بى نظیرى به پیغمبر داشت که رشته محکم آن بهیچوجه قابل گسیختن نبود.

على علیه السلام سایه صفت دنبال پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم میرفت و تحت تربیت و تأدیب مستقیم آنحضرت قرار میگرفت و در تمام شئون پیرو عقاید و عادات او بود بطوریکه در اندک مدتى تمام حرکات و سکنات و اخلاق و عادات او را فرا گرفت.

دوره زندگانى آدمى بچند مرحله تقسیم میشود و انسان در هر مرحله باقتضاى سن خود اعمالى را انجام میدهد،دوران طفولیت با اشتغال باعمال و حرکات خاصى ملازمه دارد ولى على علیه السلام بر خلاف عموم اطفال هرگز دنبال بازیهاى کودکانه نرفته و از چنین اعمالى احتراز میجست بلکه از همان کودکى در فکر عظمت بود و رفتار و کردارش از ابتداى طفولیت نمایشگر یک تکامل معنوى و نمونه یک عظمت خدائى بود.

على علیه السلام تا سن هشت سالگى تحت کفالت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم بود و آنگاه به منزل پدرش مراجعت نمود ولى این بازگشت او را از مصاحبت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم مانع نشده و بلکه یک صورت تشریفاتى ظاهرى داشت و اکثر اوقات على علیه السلام در خدمت رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم‏سپرى میشد آنحضرت نیز مهربانیها و محبت‏هاى ابوطالب را که در زوایاى قلبش انباشته بود در دل على منعکس میساخت و فضائل اخلاقى و ملکات نفسانى خود را سرمشق تربیت او قرار میداد و بدین ترتیب دوران کودکى و ایام طفولیت على علیه السلام تا سن ده سالگى (بعثت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم) در پناه و حمایت آنحضرت برگزار گردید و همین تعلیم و تربیت مقدماتى موجب شد که على علیه السلام پیش از همه دعوت پیغمبر صلى الله علیه و آله و سلم را پذیرفت و تا پایان عمر آماده جانبازى و فداکارى در راه حق و حقیقت گردید.

پى‏نوشتها:

(1) فصول المهمه ص 15ـبحار الانوار جلد 35 ص .118

(2) سوره نجم آیه .5

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٠ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

سالها می گذرد حادثه ها می آید                  انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

رحلت امام خمینی (ره)

 

"بسم الله الرحمن الرحیم

 

با دلی‌ آرام‌ و قلبی‌ مطمئن‌ و روحی‌ شاد و ضمیری‌ امیدوار به‌ فضل‌ خدا از خدمت‌ خواهران‌ و برادران‌ مرخص‌، و به‌ سوی‌ جایگاه‌ ابدی‌ سفر می‌کنم‌. و به‌ دعای‌ خیر شما احتیاج‌ مبرم‌ دارم‌. و از خدای‌ رحمان‌ و رحیم‌ می‌خواهم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی‌ خدمت‌ و قصور و تقصیر بپذیردو از ملت‌ امیدوارم‌ که‌ عذرم‌ را در کوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت‌ و تصمیم‌ اراده‌ به‌ پیش‌ روند و بدانند که‌ با رفتن‌ یک‌ خدمتگزار درسدّ آهنین‌ ملت‌ خللی‌ حاصل‌ نخواهد شد که‌ خدمتگزاران‌ بالا و والاتر در خدمتند، والله نگهدار این‌ ملت‌ و مظلومان‌ جهان‌ است.

والسلام‌ علیکم‌ و علی‌ عبادالله الصالحین‌ و رحمة‌الله و برکاته‌

26بهمن 1361 ، 1 جمادی الثانی 1403

روح‌الله الموسوی‌ الخمینی"

 

امام خمینى هـدف ها و آرمان ها و هـر آنچه را که مـى بایــست ابـلاغ کنـد، گفته بـود و در عمـل نیز تـمام هستیـش را بـراى تحقق هـمان هـدف ها بـکار گرفته بـود. اینک در آستـانه نیمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزیزى مى کرد که تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف کرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او، در مـقابل هیچ قدرتى خـم نشده، و چشـمانش جز براى او گریه نکرده بـود. سروده هاى عارفانه اش همه حاکى از درد فـراق و بیان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اینک ایـن لحظه شکـوهمنـد بـراى او، و جانــکاه و تحمل ناپذیر بـراى پیروانـش، فـرا مـى رسید.

روح امام عزیزمان شاد وراهشان پر رهرو باد .

 

ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان که از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می کرد , اعتقادش چون صخره های سخت , و همتش به بلندای قله ها بود , چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد.شاید بتوان گفت اولین و مهم ترین پیامی که منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید , چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استکبار جهانی بویژه آمریکا نبود که این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی که دردآشنای غربت اسلام و تاریکی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب , افکار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت . امام راحل همواره حکومت را برای مردم , با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاکید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند , زیرا مهم ترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاکمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد که تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم .

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٠ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٠ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

میلاد سقای کربلامیلاد امام علی علیه السلام

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٠ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٥ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

سخنان حضرت امام(ره) در باره ی استاد

«گرچه انقلاب اسلامی ایران به رغم بدخواهان و ماجراجویان به خواست و توفیق خداوند متعال به پیروزی رسید و نهادهای اسلامی انقلابی یکی پس از دیگری در ظرف تقریباً یک سال با آرامش و موفقیت انجام گرفت، لکن بر ملت ما و به حوزه های اسلامی و علمی خسارتهای جبران ناپذیر به دست منافقان ضدّ انقلاب واقع شد، همچون ترور خائنانه ی مرحوم دانشمند و اسلام شناس عظیم الشأن حجة الاسلام آقای حاج شیخ مرتضی شهید مطهری رحمةالله علیه.

اینجانب نمی توانم در این حال، احساسات و عواطف خود را نسبت به این شخصیت عزیز ابراز کنم. آنچه باید عرض کنم در باره ی او، آن است که وی خدمتهای ارزشمندی به اسلام و علم نمود و موجب تأسف بسیار است که دست خیانتکار، این درخت ثمربخش را از حوزه های علمی و اسلامی گرفت و همگان را از ثمرات ارجمند آن محروم نمود.

مطهری فرزندی عزیز برای من و پشتوانه ای محکم برای حوزه های دینی و علمی و خدمتگزاری سودمند برای ملت و کشور بود. خدایش رحمت کند و در جوار خدمتگزاران بزرگ اسلام جایگزین فرماید.

اکنون شنیده می شود که مخالفین اسلام و گروههای ضد انقلاب در صدد هستند که با تبلیغات اسلام شکن خود دست جوانان عزیز دانشگاهی ما را در استفاده از کتب این استاد فقید کوتاه کنند. من به دانشجویان و طبقه ی روشنفکران متعهد توصیه می کنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه های غیر اسلامی فراموش شود. از خداوند متعال توفیق همگان را خواهانم.» 

« شهید مطهّری در عمر کوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار گذاشت که پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسایل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بی قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بی استثناء آموزنده و روانبخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت، برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست.

امید آن بود که از این درخت پرثمر، میوه های علم و ایمان بیش از آنچه بجا مانده، چیده شود و دانشمندانی پر بها تسلیم جامعه گردد. مع الاسف دست جنایتکاران مهلت نداد و جوانان عزیز ما را از ثمره ی طیّبه ی این درخت برومند محروم نمود، و خدای را شکر که آنچه از این استاد شهید باقی است با محتوای غنی خود مربّی و معلم است.

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/٥ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

معلم در کلام استاد مطهری:

 معلم باید نیروی فکری متعلم را پرورش دهد و او را به سوی استقلال رهنمون شود. باید قوه ابتکار او   را زنده کند؛ یعنی در واقع، کار معلم آتش گیره دادن است. فرق است میان تنوری که شما بخواهید آتش از بیرون بیاورید و در آن بریزید تا آن را داغ کنید و تنوری که در آن هیزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گیره از خارج می آورید و آن قدر زیر این چوب ها و هیزم ها قرار می دهید که اینها کم کم  مشتعل  شود.

تعلیم و تعلم از شئون الهی است و خداوند، این موهبت را به پیامبران و اولیای پاک خویش ارزانی کرده است تا مسیر هدایت را به بشر بیاموزند و چنین شد که تعلیم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرینش  درآمد.

 انسان نیز با پذیرش این مسئولیت، نام خویش را در این گروه و در قالب واژه مقدس معلم؟ثبت کرده است. معلم، ایمان را بر لوح جان و ضمیرهای پاک حک می کند و ندای فطرت را به گوش همه می رساند. همچنین سیاهی جهل را از دل ها می زداید و زلال دانایی را در روان بشر جاری می سازد.

دغدغه معلم همیشه این است که حیات بشر، بر مدار ارزش ها و کرامت انسانی بچرخد و شناخت خدا و مکتب و دین، همت اساسی آدمی باشد و هیچ بیگانه ای را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشی دین و میهن فراهم نیاید.

در این مسیر خطیر، بزرگانی گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان می درخشد. علامه شهید استاد مرتضی مطهری (رحمته الله) از همین طایفه مقدس است که در سنگر تعلیم و تعلم، به قله های رفیعی دست یافت تا آنجا که معمار انقلاب اسلامی ـ که خود معلمی بزرگ است ـ همه آثارش را مفید می داند و بهره برداری از آنها را سفارش می کند ...

شهید مطهری، نور تابنده ای بود که انوار یکتا پرستی را بر جان مخاطبان خود تاباند و زنگار انحراف و التقاط را از دل ها زدود. او تجسم معارف اسلامی، علوم و فنون عقلی و نقلی، اصلاحگر بزرگ جامعه اسلامی و مظهر کامل یک اندیشمند برجسته کشور ایران و جهان اسلام بود.

این عالم دینی، فرهنگی و علمی توانست با ژرف اندیشی و جامع نگری، تربیت دانشجویان و طلاب جوان وتولید بیش‌از هفتاد اثر خدمات برجسته‌ای به‌مکتب اسلام در عصر حاضر و آینده ارایه دهد.

تربیت دینی ، فرهنگی و آموزشی افراد در حوزه‌ها و مراکز آموزشی، داشتن واقع بینی تفکر انقلابی ، تعهد قلم ، بیان رسا و  آثار ارزشمند ، از ویژگیهایی ‌است که سبب شده تا استاد شهید مطهری به عنوان الگو و نمونه برای معلمان ، استادان و فرهنگیان مطرح شود.

شهید مطهری که مغز متفکر و یکی از معماران نظام جمهوری اسلامی ایران بود در شهر فریمان به دنیا آمد, پس از تحصیل مقدمات راهی حوزه علمیه قم شد و از محضر بزرگانی چون آیت الله بروجردی, علامه طباطبایی و حضرت امام خمینی بهره برد و در همه این سالها ضمن تحصیل علوم مختلف به تزکیه و تهذیب نفس پرداخت چنانکه به روشن بینی و هوش و ذکاوت و دقت علمی کم نظیری دست یافت. با شروع نهضت اسلامی ایران از سالهای 42 و 1341 شهید مطهری نیز فعالانه وارد صفوف نهضت شد و اوج فعالیت هایش در 15 خرداد 1342 بود که توسط ساواک دستگیر و زندانی شد و پس از آزادی نیز تمام هم و غم خود را مصروف تشکل نیروهای مبارز و مسلمان و حفظ نهضت از آسیب ها و انحرافات کرد. در این سالها, استاد به تبیین فرهنگ اسلامی در جامعه پرداخت و در پایگاه های مختلف مخصوصا حسینیه ارشاد , مسجد جاوید ، مسجد الجواد و ... به آگاهی بخشیدن به نسل جوان و دیگر اقشار جامعه ایران پرداخت تا اینکه در سال 1351 توسط ساواک دستگیر و ممنوع المنبر شدند. با این همه استاد فعالیت های خود را ادامه داد و رابط اصلی امام امت (ره) در کشور با مردم و گروه های مختلف و هدایت کننده خط فکری نهضت به شمار می رفتند و در آستانه انقلاب نقش بسیار مهمی را در شورای انقلاب و ... در پیروزی انقلاب ایفا نمودند. سرانجام این مبارز خستگی ناپذیر و دانشمند و فقیه عالی مقام به دست جنایتکاران جاهل گروهک "فرقان" در شب دوازدهم اردیبهشت 1358 به شهادت رسید. شهید مطهری دارای خصوصیات منحصر به فردی بود که مهمترین آنها جامعیت ایشان بود به طوریکه در همه صحنه های عملی و نظری حضور فعال داشتند. از ایشان آثار گرانقدری در زمینه های مختلف به جای مانده که همواره تبیین کننده اسلام ناب محمدی (ص) و دارای دقت , ظرافت , روشن بینی و جامعیت کم نظیری بوده و هست .

نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱ توسط طاهره جهانگیر | نظرات ()

لیست کتاب های متفکر شهید استاد مرتضی مطهری:

                                                                         

آزادی معنوی/ خدمات متقابل اسلام و ایران

                                                                               

 

آشنایی با قرآن 10 جلد / داستان و راستان 2 جلد

 

احیای تفکر اسلامی / ده گفتار

 

اخلاق جنسی / سیری در سیره ائمه

 

اسلام و مقتضیات زمان2 جلد / سیری در سیره نبوی

 

اصول فلسفه و رئالیسم 5 جلد / سیری در نهج البلاغه

 

امامت و رهبری/ شش منظومه

 

امدادهای غیبی در زندگی بشر/ شش مقاله

 

انسان کامل / عدل الهی

 

انسان و سرنوشت/ عرفان حافظ

 

بیست گفتار/ علل گرایش به مادی گری

 

پاسخ های استاد / فطرت

 

پیامبر امی / فلسفه اخلاق

 

پیرامون انقلاب اسلامی / فلسفه تاریخ 4جلد

 

پیرامون جمهوری اسلامی / قیام وانقلاب مهدی با ضمیمه شهید

 

توحید/  کلیات علوم اسلامی 3 جلد

 

تعلیم و تربیت در اسلام / مسئله حجاب

 

جاذبه و دافعه علی/  مسئله ربا و بانک به ضمیمه بیمه

 

جهاد/  معاد

 

حق و باطل /  مسئله شناخت

 

حکمت ها واندرزها / مقالات فلسفی

 

حماسه حسینی 2 جلد /ختم نبوت                                                         

 

خاتمیت   /نبوت

 

نظام حقوق زن در اسلام / نقدی بر مارکسیسم

 

نهضت های اسلامی در صد سال اخیر /  ولاء ها و ولایت ها

 

یادداشت های استاد مطهری 5 جلد / نامه تاریخی استاد مطهری به امام خمینی

 

آشنایی با علوم اسلامی 2 جلد / کتابسوزی ایران و مصر/ تکامل اجتماعی انسان

 

 

مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی:

 

( انسان و ایمان, جهان بینی توحیدی, وحی نبوت, انسان درقرآن,جامعه و تاریخ, زندگی جاوید و یا حیات اخروی) 

                                                                                                                 

                                                                                                          

                                                                                                                      

ازادی از نگاه استاد شهید آیت الله مطهری / آینه جام (دیوان حافظ همراه با یادداشت های استاد مطهری)/ استاد مطهری و روشنفکران / خاطرات من از استاد مطهری / در رثای استاد( مجموعه شعر) / سیری در زندگانی استاد مطهری / سیمای استاد در آینه نگاه یاران / شیخ شهید / مصلح بیدار 2 جلد

 

درباره وبلاگ
طاهره جهانگیر
موضوعات
 
آخرين مطالب
نويسندگان
امکانات اضافی

آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

اینجانب طاهره جهانگیر آموزگار شاغل در دبستان صفا در شهرستان عجبشیر از استان آذربایجان شرقی هستم .امید وارم مطالب وبلاگ اینجانب مورد پسند بازدید کنند گان محترم و همکاران گرامی واقع گردد.




تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.